صفحه اصلی » چگونه سیاست‌های فرهنگی نظام مستضعفین را هدف قرار می‌دهد؟

چگونه سیاست‌های فرهنگی نظام مستضعفین را هدف قرار می‌دهد؟

  

وقتی صحبت از تبعیض میشود، معمولا پدیده‌هایی مانند نژاد، ملیت، و جنسیت در راس عوامل و دلایل اصلی برای استفاده از عبارت تبعیض قرار میگیرند اما تبعیض در اکثر جوامع بسیار فراتر از پدیده‌های مذکور صورت میگیرد و چه بسا در برخی از کشورها، حتی از دیگر انواع تبعیض هم فراگیرتر است.

سایت زنان بررسی می کند: به عنوان مثال در کشور ما در کنار تبعیض نژادی و ملیتی، که بخصوص در مورد اتبای افغان صورت میگیرد، و یا تبعیض جنسیت که نتیجه مردسالاری و بی‌توجهی به بسیاری از حقوق شهروندی بانوان است، ما با پدیده‌ایی به عنوان تبعیض میان فقیر و غنی مواجه هستیم که در شرایط کنونی اقتصادی بسیار گسترده‌تر و قابل رویت‌تر از گذشته هم شده است. نکته‌ای که جای‌شگفتی دارد ایست که سیاست‌های نظام در ایجاد محدودیت برای زنان – در محیط کار و در فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی و ورزشی – عملا طبقه زنان کم درآمد را هدف قرار داده و انقلابی که قرار بود صدای مظلومان و مستضعفان باشد، عملا زنان فقیر را به انزوای بیشتری کشانده است.

همانطور که خوانندگان سایت زنان به خوبی مستحضرند، اصل «منع‌تبعیض» یکی از اصول مبنایی حقوق بشر است و هرگونه تبعیضی از جمله تبعیض‌ میان فقیر و غنی، بسیاری از حقوق اولیه افراد را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و تجربیات نشان می‌دهد که تبعیض‌ میان فقیر و غنی، باعث ایجاد فضایی مملو از استانداردهای دوگانه و ایجاد شکاف میان اقشار مختلف جامعه میشود. به عنوان مثال همانطور که آزادی بیان یا بهتر بگويیم عدم آزادی بیان در کشور نقش کلیدی در گسترش فساد مالی و اجتماعی در جامعه دارد،‌ تبعیض میان فقیر و غنی که ریشه در شرایط اقتصادی و سیاستهای ناپایدار اقتصادی از سوی دولت دارد،‌ مردم جامعه بخصوص اقشار متوسط و محروم جامعه را نسبت به حاکمیت بدبین میکند. با این‌ که این نوع از تبعیض حتی در کشورهای پیشرفته و در حال توسعه دیگر هم وجود دارد، متاسفانه در کشور ما بدلیل وجود محدودیت‌های اجتماعی و بعضا فرهنگی، و برخورد دوگانه پلیس و قوه قضائیه با مجرمین به قولی بالا شهری نسبت به اقشار کم درآمد جامعه،‌ به اوج خود رسیده.

چندی پیش یک روزنامه‌نگار به نام ساجده سلیمی در صفحه اینستاگرام خود با یک توئیت پرحاشیه به همین موضوع در سطح جامعه و بخصوص میان بانوان و در ارتباط با حقوق اجتماعی زنان پرداخت. خانم سلیمی در توئیتر خود نوشت: «گشت ارشاد هم برای بی‌پول‌هاست. زنان طبقه متوسط که برای تردد و سرکار رفتن مجبور هستند از مترو و استفاده کنند و از خیابان‌های اصلی تردد کنند که همیشه گشت ارشاد آنجاست وگرنه زنان و دختران “خودشان” در پارکینگ‌ها سوار خودروی شخصی می‌شوند و در مسیر آرایشگاه‌شان از فرشته و باشگاه‌شان..» در این توئيت که نمونه بارزی از همان تبعیض میان فقر و پولدار میباشد، عنوان میشود که زنان و بانوان بالا شهر نشین و پولدار به هیچ وجه با محدودیتهای زنان طبقه متوسط روبرو نیستند. در واقع باید گفت که متاسفانه محتوای این توئیت خیلی هم دور از واقعیت نیست. امروز میتوان به وضوح استانداردهای دوگانه پلیس و نیروهای انتظامی را در برخورد با مهمانی و پارتی‌های مجلل در بالای شهر در مقایسه با دیگر مناطق شهر و اقشار سطح متوسط و پائین جامعه مشاهده کرد.

اتفاقا در همین ارتباط بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی بر این باورند که همانطور که زندگی برای پولدارها از نظر امکانات و دسترسی به اماکن تفریحی و ورزشی راحت‌تر است، قوانین و محدودیتها هم در مورد این قشر با جدیت کمتری اعمال میشود. یکی از کاربران توئیتر در واکنش به توئیتی که در آن صحبت از اختلاف طبقاتی و تبعیض میان پولدار‌ترها و فقیر‌ها میشد گفت، «ویلاهای لاکچری در شهرک‌های شمال بسیار آزادترند. حداقل در آنجا مردم تا حدودی ازاد هستند اما واقعا این تبعیض در آزادی‌های نصف و نیمه خیلی واضح است.» از سوی دیگر یکی از کاربران توئیتر با اشاره به نامتناسب بودن اعمال قوانین و محدودیتهای اجتماعی در ارتباط با باشگاه‌های ورزشی بانوان در شمال شهر و محله‌های وسط و پائین شهر گفت زنان پولدار شهر در اماکن ورزشی در شمال تهران که از باشگاه‌های کشورهای غربی در آن از آزادی بیشتری برخوردارند آزادانه و بدون حجاب ورزش میکنند اما در نقاط دیگر شهر زنان نه تنها از امکانات ورزشی برخوردار نیستند بلکه محدودیتهای شدیدی در قبال آنها اعمال میشود.

گزارشهای آماری یک سال گذشته حاکیست ضریب جینی که در سال ۹۸ با کاهش نسبت به سال ۹۷ به عدد ۰.۳۹ رسیده بود، در سال ۹۹ بار دیگر از مرز ۰.۴ عبور کرد. ما طی چهار دهه گذشته شاهد افزایش ضریب جینی بوده ایم که این امر به معنی تعمیق شکاف طبقاتی در کشورمان است. اکنون آمارها نشان می دهد وضعیت توزیع درآمد در سال ۹۹ نسبت به سال ۹۸ وخیمتر شده و این روند احتمالا در سال ۱۴۰۰ هم ادامه داشته است.

عواملی همچون تحریم و سیاست‌های غلط اقتصادی در داخل کشور باعث این وضعیت بوده ولی جا دارد که دستکم حاکمیت به سیاست‌های غلط فرهنگی به مشکل دامن نزند و زنان فقیر را هدف قرار ندهد. در سال ۱۳۹۹، سهم بیست درصد ثروتمندترین ایرانیان از درآمد کل کشور بالغ بر ۴۷ درصد بود ولی سهم بیست درصد فقیرترین شهروندان ایرانی از درآمد کل تنها به ۶ درصد هم نرسید. این بدان معنی است که ۲۰ درصد جامعه ایران به تنهایی نزدیک به نیمی از درآمد کل را در اختیار دارد. این افراد ثروتمند در اکثر موارد با رانت های اطلاعاتی و ارتباطاتی ثروت اندوخته‌اند و در مقابل قشر مستضعف که بیشترین هزینه را برای انقلاب داده‌اند، نه تنها بهره‌ای از سفره انقلاب نبرده‌اند، بلکه از سوی حاکمیت و سیاست‌های غلط فرهنگی نظام هم مورد هدف قرار می گیرند و بیش از پیش دسترسی شان به منابع محدودتر می‌شود.

zanaan.com عضویت در کانال تلگرامی سایت زنان