صفحه اصلی » مهاجرت ورزشکاران زن؛ فرار از تبعیض جنسیتی و سوءمدیریت

مهاجرت ورزشکاران زن؛ فرار از تبعیض جنسیتی و سوءمدیریت

zanaan.com مهاجرت ورزشکاران زن

  

مهاجرت یک ورزشکار به یک کشور دیگر پدیده جدیدی نیست و فقط هم مختص به کشور ما نمیشود. در گذشته، به‌خصوص در ورزشهایی مانند وزنه‌برداری، موارد متعددی وجود داشته‌است. یکی از دلایلش این‌است‌که فدراسیون جهانی آن برای ورزشکارانی که پیش‌تر با یونیفورم و زیر پرچم کشور دیگری به رقابت پرداخته‌اند، محدودیتی برای شرکت در مسابقات جهانی و المپیک منظور نمی‌کند.

سایت زنان بررسی می کند: بارزترین نمونه آن مهاجرت و تغییر ملیت وزنه‌برداران ترک و آذربایجان بوده که در دهه ۹۰ میلادی به اوج خود رسید. اما نکته‌ای که مهاجرت ورزشکاران و مدال‌آوران المپیک و جهانی ما را از موارد دیگر کشورهای جهان متمایز می‌کند، تعداد بالای این مهاجرت‌ها و محدودیت‌های ورزشی-اجتماعی و تبعیضاتی است که خود این ورزشکاران به عنوان اصلی‌ترین دلیل مهاجرتشان عنوان می‌کنند. اکنون با بالا رفتن تعداد ورزشکاران مهاجر زن، به‌خصوص چندین مورد اخیر مانند یکتا جمالی، پریسا جهانفکری و شقایق پايیزی، بار دیگر موضوع مهاجرت ورزشکاران زن کشورمان تبدیل به تیتر خبری بسیاری از رسانه‌ها و خبرگزاری‌ها شده که البته با سو‌‌ء استفاده رسانه‌های معاند هم همراه بوده‌است. در این مقاله کوتاه سعی داریم با مرور برخی از موارد اشاره شده، به کشف دلایل اصلی این موضوع بپردازیم.

در حالی که فقط در پنج سال گذشته، دست‌کم ۶۰ ورزشکار ایرانی که در سطح حرفه‌ای و جهانی رقابت می‌کرده‌اند، به کشورهای دیگر مهاجرت‌کرده و یا پناهنده شده‌اند، حداقل ۱۰ تن از آنها از میان ورزشکاران زن بوده‌اند. هر دو مورد، به‌نوبه خود آمار شگفت‌انگیزی است، همین هفته پیش بود که برخی از رسانه‌ها و سایتهای خبری، با درج خبر ناپدید شدن یکتا جمالی، پدیده وزنه‌برداری زنان کشورمان، جامعه ورزش را شوکه کردند. موضوع از این قرار بود که یکتا جمالی، بعد از کسب مدال نقره یک‌ضرب در دسته ۸۷ کیلوگرم رقابت‌های قهرمانی وزنه‌برداری دختران جوانان جهان در آتن، از هتل خود ناپدید شده و چند روز بعد از آلمان سر درآورد. وی همچنین نخستین ورزشکار زن ایرانی در رشته وزنه‌برداری بود که در رقابت‌های جهانی موفق به کسب مدال شد. اما همان‌طور که مستحضرید و در بالا هم اشاره کردیم، در سال‌های اخیر، شمار قهرمان‌های ورزشی کشورمان، چه مرد و چه زن، که با ترک اردوی تیم ملی در کشورهای دیگر اعلام پناهندگی کرده‌اند، به طرز چشمگیری افزایش یافته‌است. در زمستان گذشته هم شقایق پايیزی، ملی‌پوش هندبال زنان کشورمان در آلمان، درخواست پناهندگی داد. همزمان با این درخواست، پریسا جهانفکریان هم که یک ملی‌پوش و وزنه‌بردار دیگر تیم ملی زنان و دارنده سهمیه المپیک توکیو بود، چندی پیش به آلمان مهاجرت کرد.

خانم جهانفکری هم مانند دیگر ورزشکاران زن مهاجر یا «فراری» از ایران، دلیل مهاجرتش را «نداشتن اجازه و نبود یک محل مناسب برای تمرین» اعلام کرده‌بود. این اولین باری نیست که ورزشکاران ایرانی به‌خصوص بانوان عدم وجود امکانات و تسهیلات مساعد برای این قشر از مملکت، یعنی زنان، را به عنوان عامل اصلی پناهندگی یا به نوعی فرار برای دست‌یافتن به حداقل امکانات لازم برای تمرین و پیشرفت در عرصه ورزشی مطرح میکند. همین خانم جهانفکریان چندی پیش در حساب کاربری خود در اینستاگرام نوشت: «من از نیمه تحقیرشده و محدودشده‌ ایران برمی‌خیزم. ولی از نسلی سخن می‌گویم که فراموش شدن را باور نداشت، تحقیر شدن و محدود شدن را نپذیرفت.»

شقایق پايیزی هم در مصاحبه‌ای با یک خبرگزاری فارسی زبان خارج از کشور در مورد پدیده پناهندگی زنان ورزشکار گفت: «اگر از بازیکنان چک یک میلیارد و پانصد میلیون تومانی نگرفته بودند، هیچکس بر نمی‌گشت.» تضمین مالی و بانکی در چنین شرایط دشوار معیشتی،‌از یک سو و خود پدیده عدم اطمینان به ورزشکار در این سطح حرفه‌ای، فاجعه‌ای است که نه تنها گواهی بر عدم ثبات اجتماعی در میان جامعه ورزشکاری دارد، بلکه به نوعی باید از آن به عنوان «ضمانت‌ نامه عدم فرار» در سیستم حقوقی یاد کرد. به عبارت دیگر، ورزشکاری که در سطح ملی برای اعتلای ورزش و بالا بردن پرچم مقدس کشورمان در عرصه ورزشی انتخاب می‌شود، در همین ابتدای امر مورد وثوق و اعتماد مسؤلان نیست.

از نگاهی دیگر و در همین رابطه، چند روز پیش معاون امور زنان وزارت ورزش و جوانان، در خصوص پناهندگی ورزشکاران زن به خبرنگار ایسنا گفت:‌ «وزارت از ابتدای شروع کار در این دوره دنبال این است با پیوست‌ها و برنامه‌های فرهنگی این موضوع را مهار کند. در شورای برون مرزی در حد و اندازه اختیاراتی که داشتیم حساسیت‌های لازم در خصوص تیم‌های ورزشی بانوان را یادآوری کردیم و تلاش کردیم آمادگی ذهنی ورزشکاران برای حضور در میادین که این چنین تهدیدهایی وجود دارد را به حدی برسانیم که به بلوغ حرفه ای برسند». کاظمی‌پور همچنین ادامه داد: «امیدوارم با اقدامات جدی و هم افزایی‌هایی که در بدنه دولت و مجلس اتفاق خواهد افتاد و تغییرات را به زودی اعلام‌ می‌کنیم، به سمتی پیش برویم که انگیزه ای برای این اقدامات نباشد» سوال اصلی این است که آیا بخشنامه‌ای عمل کردن این معضل را حل خواهد کرد؟ آیا حقوقی کردن این قضیه لزوما به حل آن کمک خواهد کرد؟ آیا در گذشته مجلس و قانون‌گذاران توانسته‌بودند که این اعتماد عمومی را حتی در سطح عمومی برای زنان تامین کنند؟ آیا قوانین نیستند که تضمین رشد در عرصه ورزش را چه برای آقایان و چه برای خانم‌ها تامین میکنند؟

در ادامه، معاون امور زنان وزارت ورزش و جوانان در خصوص این‌که در این مدت وزنه‌برداری دچار نابسامانی مدیریتی و کمبودهابی بوده، در پاسخ به این سوال که آیا شرایط مدیریتی باعث نشده که وزنه‌برداران به سمت مهاجرت سوق داده شوند، گفت: «این مسایل در مراجع خودش، در نهاد کمیته ملی المپیک و در معاونت ورزش قهرمانی در خصوص تمام فدراسیون‌های ورزشی و به ویژه وزنه‌برداری در حال بررسی است و باید در این زمینه توضیحاتی را از فدراسیون بشنویم. این‌که ادامه روند مدیریت فدراسیون‌های ورزشی به نحوی مورد ارزیابی و نظارت قرار گیرد که بتواند مسیر ارتقاء و رشد و تعالی دختران و پسرانی که واقعا ایثارگرانه در میادین ورزشی به عنوان یک سرباز پرچم ایران را بالا می برند، را فراهم کنند، اهمیت دارد.» البته صبحت‌های ایشان قطعا بیان صورت مسئله است ولی به هیچ وجه بحثی درباره رویکرد مدیریت برای ساماندهی نظام ورزشی ارائه نمی‌دهد. از این رو، باید دید که آینده نوید چه رشد و پیشرفتی را برای بانوان ورزشکار کشورمان به ارمغان میآورد؟ آیا تغییراتی در راه است که اعتماد از دست رفته به زنان کشورمان بازگردد؟ باید دید و قضاوت کرد.

zanaan.com عضویت در کانال تلگرامی سایت زنان