صفحه اصلی » قربانیان زنده کرونا

قربانیان زنده کرونا

  

بررسی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی که بر اساس داده‌های وزارت بهداشت،‌ درمان و آموزش پزشکی و اطلاعات رفاه ایرانیان در زمستان ۱۴۰۰ تهیه و گزارش شده،‌ حاکی از آمار نامطلوبی از وضعیت کودکان و خانوارهای زن سرپرستی است که به عنوان قربانیان زنده کرونا از آنها نام برده می‌شود.

سایت زنان بررسی می کند: متاسفانه در چنین شرایطی، کودکان در مواجهه با مشکلات متعددی مانند از دست دادن والدین، ترک تحصیل و فقر در معرض چنان آسیب‌های اجتماعی، جسمی و روانی قرار می‌گیرند که حال و آینده آنان را با تهدیدات بی‌شماری توام می‌کند.

این گزارش نشان می دهد که در دوران پاندمی کرونا ۱۴ هزار و ۶۱۳ کودک زیر ۱۸ سال که نیمی دختر و نیم دیگر آن پسر هستند، سرپرست خود را به دلیل ابتلا به کرونا از دست داده‌اند. همه‌گیری کرونا همچنین باعث شده تا بیش از ۶۸ هزار زن به دلیل از دست رفتن سرپرست خانواده، این نقش را به‌عهده بگیرند. افزون برآن، در بازه زمانی اسفند ۹۸ تا شهریور ۱۴۰۰، بیش از ۴۳ هزار و ۶۰۰ خانواده با سرپرستی زن حداقل یکی از اعضای خود  را به دلیل ابتلا به کرونا از دست داده‌اند و در میان آنها یک هزار و ۳۷۰ خانواده دارای حد‌اقل یک عضو معلول هستند.

متاسفانه، در میان خانواده‌های آسیب‌دیده از کرونا، نیمی از آنهایی که سرپرست خانواده را از دست داده‌اند و نیمی از خانواده‌هایی که سرپرست زن دارند، در سه دهک پائین اقتصادی قرار دارند و تنها یک سوم از خانواده‌های ۳ دهک پایین درآمدی دارای کودک یا سرپرست زن خانوار، تحت پوشش نهادهای حمایتی کشور قرار دارند. این اعداد و ارقام تنها قطره‌ای از دریای مصیبت‌های پساکرونا است که نه تنها کشور ما بلکه جامعه بین‌المللی با آن روبروست. براساس داده‌های یک مطالعه تطبیقی از ۲۱ کشور جهان، تنها در سال گذشته نزدیک به ۱.۵ میلیون کودک یکی از والدین خود را بر اثر ابتلا به ویروس کرونا از دست داده‌اند و آمار به این معناست که تعداد کودکان یتیم شده در این بازه زمانی بیش از تعداد افراد فوت شده بوده است.

این آمار مقایسه‌ای که ایران را در جایگاه ششم آسیب‌های کرونایی قرار می‌دهد، به تنهایی گویای عمق آسیب‌های اجتماعی و روانی ناشی از کرونا در کشور ما نیست. آسیب‌هایی که حمایت همه جانبه از قربانیان آن باید در اولویت برنامه‌های دولت قرار گیرد. مهم‌تر از آن، پیامدهای اجتماعی و اقتصادی ناشی از بی‌سرپرست شدن خانواده‌ها،‌ از دست دادن والدین و از دست رفتن کودکان باید به‌دقت بررسی شوند. حبیب‌الله مسعودی فرید، معاون سابق سازمان بهزیستی کشور بر این باور است که سیستم‌های حمایتی کشور توانایی حمایت کردن ازاین افراد آسیب‌دیده کرونا را دارند،‌ اما منابع مالی آن باید از سوی کمیته‌های اجتماعی ستاد ملی مقابله با کرونا برای وزارت رفاه در نظر گرفته شود و البته اهمیت این وضعیت اضطراری نیز باید از سوی مسئولان درک شود. به گفته فرید، در پاسخ به نیاز برای حمایت روانی کودکان آسیب‌دیده، وزارت آموزش و پرورش می‌تواند نقش بسزایی ایفا کند و در شناسایی آنان به وزارت رفاه و سازمان حمایتی کمک کند.

رسیدگی به کودکان و نوجوانانی که از آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه در دوران کرونا بوده‌اند، تنها به مراقبت‌های معیشتی و جسمی ختم نمی‌شود. یکی از مشکلات ناشی از پاندمی کرونا اختلالات روانی ناشی از انزوا و نگرانی از درگیری با این بیماری بوده که به گفته روانشناسان منجر به ایجاد یک سونامی افسردگی در میان این قشر از جامعه شده است. به گفته دکتر مهسا مهدوی، در دوران شیوع کرونا نوجوانان و کودکانی که به مراکز درمانی مراجعه می‌کنند از افسردگی و اضطراب ناشی از قطع شدن ارتباط با همسالان و دنیای بیرون رنج می‌برند و مهم‌ترین مساله‌ای که روانشناسان با آن مواجه هستند، کمرنگ شدن ارتباطات هم در نهاد خانواده و هم در گروه همسالان است و این بزرگترین دغدغه‌ای است که افراد در دوران پساکرونا تجربه می‌کنند.

از سوی دیگر، تشدید مشکلات اقتصادی،‌ تعطیل کسب و کارها، بیکاری ناشی از پاندمی کرونا و کوچک‌تر شدن سفره معیشتی اقشار مختلف جامعه نیز به افزایش آسیب‌های اجتماعی دامن زده و موجب خواهد شد که جامعه با روند افزایشی جرایم، ترویج بیشتر خشونت، کاهش امنیت اجتماعی، فرسایش سرمایه و برهم خوردن نظم اجتماعی روبرو شود. اگر پیش‌بینی‌های لازم برای مقابله با این مشکلات وجود نداشته باشد پدیده‌های نامطلوبی مانند پدیده سرقت اولی‌ها، سرقت تجهیزات شهری، افزایش گرایش به مواد مخدر، طلاق‌های ناشی از فشارهای روانی و اقتصادی کرونا، و پاشیدگی خانواده‌ها که اکنون در میان مشکلات فزاینده اجتماع هستند، در آینده ما را با چالش‌هایی به‌مراتب بیشتر و سخت‌تر روبرو خواهند نمود.

به گفته یک روانشناس، مقابله با کرونا مانند جنگی است که در آن خبری از اسلحه، تانک و شلیک گلوله نیست و در عین حال پناهگاهی نیز برای امنیت وجود ندارد. دکتر محسن ایمانی نیز مانند بسیاری از روانشناسان بر این باور است که آسیب‌هایی که در دوران پساکرونا نمود پیدا خواهند کرد،  زنگ خطر جدی‌تری  را به صدا در خواهند آورد و جامعه باید در آینده با مشکلاتی ناشی از وسواس، اضطراب، ترس، اختلالات روانی و افسردگی دست و پنجه نرم کند و افرادی که به علت از دست دادن عزیزانشان فرصت بروز غم و اندوه، سوگواری و همدلی نداشته‌اند و احساس تنهایی، خشم و ناراحتی عمیق دارند گوشه‌گیر می‌شوند و بازپروری و بازسازی سیستم روانی مردم کار بسیار سنگینی خواهد بود.

رئیس سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره بر این باور است که دولت‌هایی که ویروس کرونا را جدی نگرفتند هزینه آن را مردم پرداختند و اگر دولت‌ها مساله سلامت روان را در زمان پساکرونا جدی نگیرند، در تراز بالاتر هزینه آن  را ملت‌ها و دولت‌ها متحمل می‌شوند. به گفته دکتر محمد حاتمی، بحران کرونا علاوه بر اینکه به مدت دوسال مردم کشورمان را تحت فشار روانی قرار داده، به همراه خود بحران‌های دیگری ایجاد کرده که سلامت روان مردم  را به مخاطره انداخته و تغییرات بسیاری در سبک زندگی، روابط فردی و اجتماعی، خلقیات، خواسته‌ها، نیازها، فرهنگ و سنت‌های مردم به وجود آمده و باعث افزایش تنهائی، افسردگی، اضطراب، نگرانی، پرخاشگری، و استرس شده است. افزون بر آن، دانش آموزان، سالمندان، کادر درمان، آسیب دیدگان سوگ کرونا و بیماران، بیشترین آسیب  را متحمل شده‌اند و لازم است که برای مقابله با این مشکلات  راه حل‌هایی اندیشیده شود.

zanaan.com عضویت در کانال تلگرامی سایت زنان