صفحه اصلی » زنان سرپرست خانوار را دریابیم

زنان سرپرست خانوار را دریابیم

  

مشکل اشغال در کشور ما یک معضل اساسی است که هرچند ریشه در مشکلات اقتصادی دارد ولی بسیار فراتر از آن می رود و ابعاد اجتماعی و فرهنگی پیدا می‌کند.

سایت زنان بررسی می کند:‌ با توجه به بافت جمعیتی ایران، بیکاری یکی از مشکلات فرا جنسیتی است و هم مردان و هم زنان کشورمان را درگیر کرده است. آمارهای تابستان امسال نشان می‌داد که نرخ بیکاری زنان جوان ۱۸ تا ۳۵ ساله با ۳.۵ درصد رشد نسبت به بهار سال گذشته به ۲۷.۸ درصد در بهار ۱۴۰۰ رسیده است. واقعیت این است که مشکل بیکاری زنان از زوایای مختلفی قابل بررسی است که پرداختن به همه این زوایا از حوصله این نوشتار خارج است. از همین رو در ادامه به یکی از زوایای مشکل بیکاری زنان می پردازیم و روی موضوع زنان سرپرست خانوار تمرکز می نماییم.

یکی از معضلات جدی جامعه که سالهاست مردم و نظام با آن درگیرند، مسئله خانوارهای تک‌ سرپرست است که عمدتاً سرپرست اقتصادی این‌گونه خانوارها را زنان بیوه یا مطلقه با فرزند به عده دارند. مسئله اولیه و اصلی خانوارهای تک سرپرست اقتصادی و معیشتی است و از همین روست که بهبود وضعیت اقتصادی کشور پاسخ اصلی به مشکلات این طبقه از جامعه می باشد. البته در کنار بعد اقتصادی موضوع، کارشناسان حوزه علوم اجتماعی همواره تاکید دارند که توجه به وضعیت زنان سرپرست خانواده تنها جنبه اقتصادی ندارد و باید از نقطه‌نظر فرهنگی و جمعیتی نیز مورد توجه حاکمیت قرار بگیرد و در این راستا سیاستهای حمایتی مناسب تنظیم شود.

 از دیدگاه اقتصادی، مسئله اصلی ایجاد فرصت‌های مناسب شغلی است که تنها در بستر یک اقتصاد کارآمد شکل می‌گیرد. با توجه به انزوای اقتصادی و سیاسی کنونی کشورمان و نیز بی‌توجهی به تولید، وضعیت اشتغالزایی مناسبی نداریم و در این وضعیت همه اقشار جامعه، و به طور خاص زنان سرپرست خانوار، آسیب می بینند. از زاویه فرهنگی، مسائلی چون طلاق یا فوت شوهر و موانع موجود برای ازدواج مجدد در رأس فهرست مشکلات قرار دارند. علاوه بر زنان بیوه یا مطلقه، همسران مردان معتاد، از کار افتاده، معلول یا زندانی، همسران مردان مهاجر – بدون اجازه قانونی کار در ایران – و زنان خودسرپرست نیز شامل این گروه می‌شوند.

یکی از مشکلات که ما در کشورمان داریم عدم شفافیت و یا عدم دقت در ارائه آمارهاست. براساس تعریف سازمان بهزیستی کشور، زنانی که سرپرست خانوار هستند، غالباً به تنهایی عهده‌دار تامین معاش مادی و معنوی خود و اعضای خانوار می باشند. مشکلی که وجود دارد اینست که در بسیاری از موارد، مردانی که شغلهای فصلی و غیردائم و پاره وقت دارند را در آمار بی کاری وارد نمی کنیم و به همین علت، به طور مصنوعی آمار بزرگسالان شاغل را بالا می بریم و به تبع آن، آمار خانوارهای تک سرپرست را پایین تر از واقعیت موجود اعلام می کنیم. برای مثال مدیرکل امور زنان و خانواده استان لرستان گفته است طبق آخرین سرشماری مسکن در سال ۱۳۹۵ تقریبا ۶۷ هزار زن سرپرست خانوار در لرستان داریم که ۸ درصد جمعیت کل زنان استان را تشکیل می‌دهند ولی بسیاری از زنان منطقه به علت مسائل فرهنگی تمایلی ندارند که خود را به عنوان سرپرست خانوار معرفی کنند.

برغم این بی‌دقتی‌های آماری، همچنان داده‌های رسمی نشانگر روند رو به ازدیاد زنان سرپرست خانوار در سال‌های اخیر بوده است. با استفاده از سرشماری جمعیت و مسکن که در سال ۱۳۹۵ از طرف مرکز آمار ایران اجرا شده‌ بود می توان تخمینی از آمار روز زد که در ادامه به آن اشاره می کنیم تا شما مخاطبان محترم به آگاهی بیشتری در مورد تعداد و درصد زنان سرپرست خانوار دست بیابید. زنان سرپرست خانوار حدود ۱۲.۵ از کل سرپرستان خانوارهای ایرانی را تشکیل می‌دهند. شاخص نسبت زنان سرپرست خانوار به کل سرپرست خانوار برحسب گروه‌های سنی از این قرار است: در سال ۹۸ بیشترین درصد زنان سرپرست خانوار به‌ترتیب مربوط به رده‌های سنی کمتر از ۱۵ سال و پس از آن مربوط به زنان ۷۰ تا ۷۴ ساله بوده و کمترین هم به گروه‌های سنی ۳۰ تا ۳۴ ساله و ۲۵ تا ۲۹ ساله اختصاص دارد؛ آماری که نمایانگر این واقعیت است که در سال ۹۸ تعداد ۴۹۸ دختر زیر ۱۵ سال مسئولیت سرپرستی خانواده خود را داشته‌اند. جالب توجه است که درصد سرپرستی خانوار، یک رابطه قابل ملاحظه با سن این زنان دارد و حدود ۵۰ درصد از زنان سرپرست خانوار ۶۰ سال و یا بیشتر سن دارند که همین امر حاکی از نبود چتر تامین اجتماعی برای افرادی دارد که باید دوران بازنشستگی خود را بگذرانند.

نگاهی به پراکندگی جمعیتی زنان سرپرست خانوار هم نشان می دهد که وقتی ما از اشتغال زنان صحبت می کنیم عملا از اشتغال طبقه آسیب پذیر صحبت میکنیم که بیشتر از هر قشر دیگری در جامعه نیازمند کمک‌های تامین اجتماعیست. این آمار نشانگر آنست که ۷۰ درصد از زنان سرپرست خانوار در مناطق شهری و ۳۰ درصد در مناطق روستایی زندگی می‌کنند. متأسفانه بیشتر جمعیت این زنان، یعنی حدود ۵۴ درصد بی سوادند که البته از میان آنها فقط شش درصد دارای تحصیلات عالی می‌باشند و با ۴۰ درصد که دارای تحصیلات ابتدایی و ۲۱ درصد دیپلم هستند پر واضح می‌شود که با آماری ناخوشایند، حدود ۶۰ درصد از زنان سرپرست خانوار دارای تحصیلات زیر دیپلم هستند. طبق یافته‌های این مطالعه آمار تکان دهنده‌ای نشان می‌دهد که تنها ۱۴ درصد از این زنان شاغل هستند. از سوی دیگر، ۱۴ درصد از زنان دارای درآمد، فاقد کار هستند که به نظر می‌رسد درآمد آن‌ها از طریق افراد خانواده و یا سازمان‌های حمایت کننده مانند بهزیستی و کمیته امداد تامین می‌شود.

همانطور که در بالا اشاره شده، در مورد چالش‌های پیش روی زنان سرپرست خانوار، بعد اقتصادی بیشتر از همه فاکتورها اهمیت دارد. مشکلات مهمی چون عدم اشتغال و نبود درآمد، مشکل مسکن و مخصوصاً حضور کودکان در خانه‌ای که وسايل آسایش و آرامش آن فراهم نیست بسیار فراتر از دغدغه‌های شخصی است و به کل جامعه و حاکمیت مرتبط می شود و حل آن وظیفه همه نهادهای تصمیم گیرنده است. اشتباهاتی که ما طی سالهای گذشته در حوزه اقتصاد و سیاست مرتکب شده‌ایم و از یک سو وضعیت تولید داخلی را به سراشیبی سقوط کشانده و از سوی دیگر ارتباط خود را با دنیا قطع کرده ایم، عامل اصلی وضعیت بد اشتغال در کشور است. ولی به هرحال اکنون همگی درگیر این مشکلات هستیم همه با هم باید در پی حل مشکلات باشیم. در این راستا علاوه نهادهای حاکمیتی، سازمان غیرانتفاعی و مردم نهاد هم می‌توانند نقش بسیار موثری ایفا کنند.

zanaan.com عضویت در کانال تلگرامی سایت زنان