صفحه اصلی » زنان چگونه انقلابی می‌خواهند؟

زنان چگونه انقلابی می‌خواهند؟

  

من زنم،‌ من انقلابی‌ام، اما کدام انقلاب زن بودن من را صیانت می‌کند؟ انقلابی رو به جلو و در تعامل با جهان یا انقلابی ارتجاعی در تقابل با نظام جهانی؟

سایت زنان بررسی می کند:‌ وقتی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ به پیروزی رسید،‌ بانگ آزادی از خاوران برخاسته بود و جامعه معترض ایران با رهبری معنوی و سیاسی امام راحل ۲۵۰۰ سال نظام شاهنشاهی را به دروازه جمهوریت رسانده بود.  بسیاری از جامعه‌شناسان و تاریخدانان، انقلاب اسلامی را در قاب انقلاب‌های پسااستعماری می‌بینند و تحلیل می‌کند که این خود نشان از پیشرو بودن پیام امام و انقلاب داشت. اکنون ولی این پیشرو بودن چرا به حاشیه رفته؟ چرا انقلابی بودن معکوس تعریف شده؟ و چرا انقلابی نماها، حضور زنان انقلابی در صحنه را برنمی‌تابند؟ امروز ما جامعه و سیاستی می‌خواهیم که زنان انقلابی را ارج نهد و از حضور سیاسی و اجتماعی آنان و حرکت روبر به جلوی نیمه از جامعه استقبال کند و جایگاه زنان را برای تحقق آرمان عدالت و آزادی در نظر داشته باشد.

انقلاب ضداستعماری ما انقلاب مستضعفان علیه مستکبران بود، انقلاب فرودستان علیه فرادستان بود و انقلاب مظلومان علیه ظالمان بود. در همین راستا، زنان به عنوان طبقه‌ای که برای قرن‌ها مظلوم واقع شده بودند، پیام امام راحل را لبیک گفتند و به میدان سیاست و جامعه آمدند. به یاد داریم که حتی در خبرگان اول حضور یک زن باعث دلگرمی دختران ما شد و به این آرزو امیدوار شدند که در مهمترین مراجع تصمیم‌گیری نظام حضور داشته باشند. اکنون اما دختران ما حتی جایی در مدیریت میانی شهرداریها ندارند، و یا فدای تنگ نظری‌های ایدئولوژیک می‌شوند و یا همچون مرغ عروسی و عزا، قربانی دعواهای جناحی شده و می‌دانند که اولین گروهی هستند که سیاستمداران از آنها مایه خواهند گذاشت و هیچ هزینه سیاسی برای آنها پرداخت نخواهند کرد. در مقالات پیشین از حضور کمرنگ زنان در دولت سیزدهم گفته بودیم. واقعیت این است که در دولت‌های یازدهم و دوازدهم هم وضعیت چندان بهتر نبود.

اجازه بدهید به گفتمان انقلابی بازگردیم. دکتر مهدی رهبر،‌ استاد علوم سیاسی دانشگاه مازندران در تحقیقی در این زمینه نوشته: گفتمان انقلابی با هدف دگرگونی در وضعیت موجود و به عنوان گفتمانی ایدئولوژیک،‌ به دنبال جایگزینی جامعه مطلوب و آرمانی بود و آرمان‌های خویش را بیرون از ساختارهای حاکم جستجو می‌نمود. به اعتقاد دکتر  رهبر،‌ این گفتمان که در درون خود سه جریان عمده اسلام‌گرایی،‌ مارکسیسم و روشنفکری دینی را جای داده است،‌ تحت تأثیر ورود افکار جدید، اجرای سیاست مدرنیزاسیون در ایران، تحولات جهانی و منطقه‌آی و ناکامی انقلاب مشروطه در دستیابی به اهداف خود،‌ برای نخستین بار پس از سال ۱۳۲۰ ظهور کرد و در رابطه با مدرنیته و ساختارهای حاکم، مواضع انقلابی اتخاذ کرد. به اعتقاد نگارنده، چنین گفتمانی بود که زنان را هم به جریان انقلاب وارد کرد و نتیجه این حضور،‌ ظهور زنانی چون منیره علی (معروف به منیره گنجی‌فر) به عنوان نماینده مردم تهران و مجلس خبرگان قانون اساسی بود. به نقل از مصاحبه وی با مهتاب محمدی، در سال‌های پیــش از انقلاب کلاس‌های تفسیر قرآن وی، با رنگ و بوی انقلابی محل گردهمایی زنان از اقشار و گروه‌های سنی گوناگون بود. سخنرانی‌های پرشور و انقلابی او در جمع زنان، شرکت در راهپیمایی‌هـا، تظاهرات و تشـویق زنـان بـه مشارکت سیاسی از جمله فعالیت‌های او پیش از انقلاب بود. وی تنها زنی در تاریخ جمهوری اسلامی است که به مجلس خبرگان راه یافت.  زنی با یک و نیم میلیون رای در  زمانی که مردان مجلس آن زمان ۴۰۰ هزار  رای داشتند.

منیره در این مصاحبه از تلخ و شیرین‌های حضور یک زن انقلابی در عرصه تعصب‌ زده اجتماع و سیاست پس از انقلاب اسلامی می‌گوید و نمی‌گوید.  پخش مصاحبه‌ای از تلویزیون با موضوع  زنان وی را آشفته می‌کند تا برای حفظ و پاسداشت حقوق زنان برای حضور در مجلس خبرگان کاندید شود.  روز اول در مجلس یکی از روحانیون حضور یک زن در میان هفتاد نماینده مرد  را گناه دانست که به اعتقاد منیره نادیده گرفتن مقام زن در قرآن است. او از مخالفت بسیاری از جمله آقای مکارم شیرازی و حمایت روحانیونی چون آیت‌الله صدوقی سخن می‌گوید. از همه مهم‌تر اینکه امام راحل مخالفتی با حضور وی در خبرگان نداشتند و آیت الله منتظری هم رفتار خوبی با وی داشت. منیره علی برای تفسیر درست از مقام زن از قرآن و بازتاب آن در قوانین جمهوری اسلامی تلاش کرد اما به تدریج از صحنه سیاست محو شد و متاسفانه این روند حذف همچنان ادامه دارد. اکنون چهار دهه از آن روزها گذشته ولی ما شاهد عقبگرد در وضعیت و جایگاه زنان در جامعه بوده‌ایم. صادقانه باید گفت که پیشرفت‌های زنان کشورمان هم به رغم مقاومت حاکمیت رخ داده والا هیچیک از مقام‌های سیاسی و دینی کشورمان حاضر به پرداخت هزینه برای زنان نبوده اند.

من زنم و انقلابی‌ام ولی وقتی به سخنان رئیس جمهور کشورم در سازمان ملل گوش می‌کنم همان ادبیات ضد استعماری ۴۲ سال پیش را می‌شنوم بدون آن شور و حضور انقلابی و بدون آن شوقی که برای پیشرو بودن داشتیم. به نظر می‌رسد دیگر یک گفتمان انقلابی نداریم و اگر هم داشته باشیم گفتمانی پیشرو نیست و  زنان در آن جایگاهی ندارند. وقتی در سازمان ملل سخن می‌گوییم،‌ آیا نباید از برنامه‌های خود در مسیر اهداف توسعه هزاره سخن بگوییم و در این میان، حتما اطمینان خاطر حاصل کنیم که زنان انقلابیمان هم در این برنامه گنجانده شوند؟ ما آرمانهای انقلاب را به تقابل با نظم جهانی (بخوانید تقابل با غرب) تقلیل داده‌ایم و در این مسیر، با هرآنچه که جامعه جهانی عرضه کرده مخالفت کرده‌ایم. حذف زنان از ساحت اجتماعی و سیاسی هم در همین متن قابل درک است و کسانی که بر این طبل می‌کوبند هم قرآن و شریعت  را سلیقه‌ای تفسیر می‌کنند و هم آرمان‌های امام راحل را گزینشی عرضه می‌نمایند. حذف زنان انقلابی اما تنها به زیان انقلاب است و بر همه دلسوزان نظام و کشور است که این ناحق را برحق کرده و تا دیر نشده، انقلاب را به مسیر اصلی‌اش بازگردانند.

zanaan.com عضویت در کانال تلگرامی سایت زنان